خلاصه بعد از يه شب ك همش تو فكر بودين و كم وبيش خابتون برده ساعت 4:30ميان چراغارو روشن ميكنن و درب اسايشگارو مث درب طويله ميزنن بايد بلند بشي بري تو صفاي طولاني دستشويي و بعدش بري نماز بعد از نماز مياي تو صف واسه صبونه حالا صبونه چيه؟يا يه قلب پنير يا كره مربا كوچيك يا تخم مرغ اب پز يا سيبزميني اب پز يا عدسي همراه يه ليوان چاي ب درد نخور تازه اونم هر روز نبود بعد از خوردن صبحانه بايد بري واسه ممل نظافتت بهت محول شده و كوچيكترين اشغالي تو محلت نباشه .بعد از نظافت ك حدودا شده ساعتاي شيش به خط ميشين واسه رفتن ب صبحگاه بعد از چرت و پرتايي ك فرمانده گردان واستون ميگه روانه ميدان صبحگاه ميشين .اها يادم رفت ك صب از خاب پا ميشين اول بايد انكارد كنين بعد ك فرمانده گروهان اومد ايرادي نگرفت ميتونين برين..خلاصه ميرسين تو ميدان صبحگاه و بدبختيا شروع ميشه سربازاي بقيه گردانارو ميبينين ك قبل از شما اومدن رو ميبينين و شمارو مسخره ميكنن بهتون ميگن اشخور.يا ميگن بو واكسن مياد يا تيكه هاي ديگه سر جاي خودتون مستقر ميشين و دستورات فرمانده ميدانو بايد اجرا كنين البته روزاي اول از شما نميخان .ساعت هفت كه شد پرچم بايد با سرود ملي بالا بره و گروه موزيك ك مارش نظامي ميزنن اهنگ سرود ملي ميزنن و شما بايد همراهش بخونين بعد از سرود ملي قران بايد بخوني و بعدش شعر كجاييد اي شهيدان خدايي پرنده تر زمرغان هوايي
خلاصه بعد از اينكه بر اساي حروف الفبا مرتب شدين هر كسي يه شماره اماري داره ك تو اموزشي بيشتر از اسمتون كاربرد داره.واسه رژه واسه امار شبانه واسه امار ميدان تير واسه غذا واسه .....ازش استفاده ميكنن خلاصه بعد از خيلي چرت و پرت و توجيهات ميگن برين دم انبار گروهان واسه پتو بالشت و ملحفه بگيرين اونارو ك گرفتين يه تخت ميارن جلو چشاتون آنكارد ميكنن بد ترين كار ممكن تو خدمته بعد از انكارد ميگن بر اساس شمارتون برين تو گروهان و تختي ك شمارش ب اسمتونه رو بايد انكارد كنين .هرچند خيلي شل و ول انكارد ميكنين اول بار ولي روزاي بعدش اينقد بهتون گير ميدن سر انكارد ك ديگه خودتون مث قوطي كبريت درش ميارين بعد ك ديگه بايد اجباري بري نماز بعدش همتونو به خط ميكنن و وظايفي بهتون محول ميشه آقا هر وظيفه ايي گرفتين فقط مسول غذا نشين ك خيلي سخت و بدبختيه .بنظر من صبر كنيد تا اخر لحظه خودشون يه چيزي بهتون بدن چون دست اخر چيز زيادي نميمونه سعي كنين هيچ جا و هيچ كجا هيچ مسوليتي گردن نگيرين منشي و ارشيد گروهان هم نشين .
بعد از اينكه تو صف طولاني غذا اول شامتونو خوردين به خط ميشين واسه آمار شبانه براساس شماره اماري ده نفر جلو واي ميسته بقيه پشت سرش يعني يك تا ده بعد ده تا بيست و تا اخر شمارتونو ميگن و بايد بگي الله .بعد از امار ميري داخل گروهان و حالت قرق ميشه يعني تا يه رب نبايد هيشكي بياد بيرون و داخل محوطه هيچ چيزي نباشه بعد از يه رب ميري دستشويي و مسواكي چيزي و اينقد خسته هستي خيلي زود ميري رو تخت و ميخابي
سلام خدمت همه ي دوستان
سجاد علب حسيني هستم.يك شيش93واسه سراب نيلوف يا همون پادگان شهيد رجايي كرمانشاه اعزام شدم .اونجا اموزش مرزبانيه يعني بعد از اموزشي حتما ميفتي مرز.اگه بيفتي سمت شهرايي ك دريا دارن ميشي درياباني مث خودم من بعد از اموزشي ك بد ترين دوره عمرم بود وبدترين دوره اموزشي دوره ما بود هرچند انتظار داشتم بيفتم شهر خودمون يعني ايلام ولي بعد از اينكه تقسما انجام شد حدود 150نفر موند ك 100نفرشون ايلامي بود گفتن هنوز تقسيمات شما نرسيده بعد از چند ساعت معطلي گفتن همتون بايد برين درياباني استان هرمزگان .الان من ميخام درباره اموزشي و پادگان شهيد رجايي واستون توضيح بدم ك حداقل ميرين اونجا يه امادگي جزيي داشته باشين اونجا خيلي تو روحيتون تاثير داره .اگه سوالي چيزي دارين جواب ندادم اينجا تو واتس اپ هستم ******** بدين چون بعد از شيش ماه ك بندر عباس يا بهتر بگم شهرستان بندر لنگه بودم انتقالي گرفتم واسه مهران الان هم خدمتم ادامه داره و تايم اداري هستم .خلاصه سوالي چيزي درباره پادگان دارين ******** بدين .اينم شمارم09184617181
ديگه بايد سوار اتوبوس شد و از شهرو خانواده دور شد ب مقصد پادگان شهيد رجايي;پادگان شهيد رجايي در منطقه سراب نيلوفر (لعنت بهش)بيست كيلومتر از شهر كرمانشاه فاصله داره .پادگاني بزرگ با كادري بد اخلاق و عقده ايي نميخام بترسونمتون ولي واقعا خيلي سخت گيرن اين پادگان چهارتا گردان داره ،عاشورا-امام حسين -كربلا ك مخصوص سرباز ايي هست ك مدرك دانشگاهي نداره و امكاناتش كمه و گردان امام علي ك مخصوص مدرك داراست و امكاناتش خوبه ولي خداييش بي مدركا يا همون سرباز صفرا خيلي راحت تر از گردان اما علي هستن چون هم ب ميدان صبحگاه نزديكن و هم كسي ازشون توقعي نداره .يه ميدان تير هم هست ك پنج كيلومتر از پادگان فاصله داره و از جاده خاكي با پياده بايد بري ك خيلي ميدان بي سر و وضعيه فعلا بگذريم
دم در پادگان پيادت ميكنن با بقيه ك هنوز هيچ شناختي بهشون نداري وارد پادگان ميشي.و از الان ديگه سرباز محسوب ميشي دژبان ها جوري باهاتون رفتار ميكنن ك انگار سرهنگ پادگانن و شمارو الكي خيلي اذيت ميكنن اجلو نظام بيخود نشستناي بيخود معطلي هاي بيخود و.....ريس دژبانا يا سگ پادگان هم بهشون ميكن مياد براتون توضيح ميده اگه كفتر باز بودي اگه دختر باز بودي اگه موادي بودي اگه قالتاق بودي اگه اربده كش بودي اگه.....هرچي بودي واسه خودت بودي الان ديگه سربازي و بايد ب حرف ما گوش كني و از اين چرت پرتا شما هم تا ميتونين اذيتشون كنين هيچ هم نترسين چون چيزي نميتونن بكنن فقط حرف الكي ميزنن هرچقد اذيتشون كنين كمه
سلام خدمت همه دوستاني ك ب تازگي ميخان برن خدمت
اول چيزي ك ميتونم بگم اينه كه اول سعي كنين كه هرجور شده معاف بشين و خدمت نرين اگه هم ميرين سعي كنين كه حداقل بسيجي يا كارت سبزي چيزي داشته باشين ك كسري بگيرين زودتر تموم كنين
دوم نميدونم از كجا شروع كنم ولي بهتره از شبي ك فرداش قراره برين خدمت شروع كنيم البته همينجا بگم ك كسايي ك مدرك دانشگاهي دارن يكم برج هاي زوج و كسايي ك مدرك دانشگاهي ندارن نوزدهم هر ماه اعزام ميشن خلاصه شب شدو بعد از كلي خداحافظي از دوست و اشنا و اين ور اونور ميري ك بخابي ولي اصلا خابت نميبره و همش بفكر فرداتي ك قراره چه اتفاقايي بيفته هر جور شده يه چند ساعتي ميخابي صبح زود بلند ميشي برخلاف ميلت ك بري صبونه بخوري ولي مگه ميشه خورد؟اينقد استرس و درگيري فكري داري ك صبونه انگار زهر ماره (البته هر جور شده بخورين چو ن اونروز خيلي اذيت ميشين)خلاصه ديگه لحظه سخت جدايي از گوشي ميرسه و بايد خاموش كني و بري و لحظه سخت تر خداحافظي از خانوادس .هرجور شده ميري دم در نظام وظيفه كه اعزام بشي همون جا تو شلوغي سردر گم و بي حالي ك اسمتو ميخونن فلاني برو تو اين صف ك بايد بري پادگان شهيد رجايي كرمانشاه و بقيه ماجرا ك بعدا ميگم .فعلا بزار بگم ك چ چيزايي ببري با خودت روز اول